سلام
میدونم که میدونید که...
با مطلب جالبی مواجه شدم که براتون بگم
دراین مصاحبه هایی که پیش امد...چندمطلب خیلی مشاه مواجه شدم
بماند که خانواده شهدا تنها مطالبشون از مملکت این است که "فقط به داد مردم برسند "..!!!!
بماند که دربرخورد با برخی از مردم قدرنشناس که شهادت فرزندشان را ناچیز میدانند...فقط سکوت میکنند
بماند که حتا لحظه ای باور ندارند که فرزندشان دراین جامعه بتواند دوام بیاورد...
بماند که بچه هایی فوق العاده باهوش و موثرداشتند...
بماند که درخواب مثل بیداری فرزندخود رامیدیدند...حتا دربیداری ...
بماندکه علاقه ای به حرص مال دنیا ندارند
و...
عجیب ترین و شگفت آورترین موضوعی که درهمه موارد دیدم و پیش میآید
این است که شهدای این مملکت باب الحوائج هستند...مخصوصا سادات...!!!
بله باب الحوائج هستند
از شفاسرطان عروس همسایه شهیدان خانی وخوانساری در دیباجی گرفته..
تا شفای ام اس خواهرشهید امیررضا یزدی درخیابون شهیدکلاهدوز(دولت)
یا خود مادر شهید بدیعی که زمان زایمان سیدعباس بچه مرده باتن سیاه توسط زن زرتشتی بدنیا آمد و نامید سرش راتکان داد
مادر گفت باتوسل به حضرت عباس آبی به دهان سیدعباس ریخت و آنوقت بچه که چنددقیقه ای مرده بود..زنده شد
یا پس از پیگیری و درمان نازایی بیش از10سال خواهرشهید بدیعی ..که دکتر مسیحی ، حال چه دید که گفت عیسی مسیح ع بایددخترت راشفادهد
که مادرش به فرزندش سیدعباس بدیعی متوسل شد که موجب شد فرزندی زیباو باشکوه بنام زینب را خدا نصیبشان کرد
یا شفای مادر(مادرورزشکاروتپش قلب)سیدمحمدمیرعمادی (سربازوطن) که چندباره به خواب مادر وپدرآمد وجایگاه خود را دربهشت به والدینش نشان داد
وگفت چرا غصه میخوری مگر خوشبختیم را نمیخواهید...من خوشبختم ببینید...
یادرمان دلتنگی پدرشهید امیربختیاری در محل جنب پل صدر که درمشهد از امام رضا خواست که چرا امیربه دیدنم نمیاید..ودر2شبی که بود امیربخوابش آمد(گفت امیرچراانقدرپلک میزنی؟گفت پدر مگر ندانیکه چشمم درآمد؟؟)
یاصبری که امیر به مادرش داد قبل مواجه شدن پیکرسوخته اش که پدر دل دیدنش را نداشت...
مادر صورت بدون چشم پسرش را خیلی زیبا دیدوگفت پوست تنش خیلی لطیف و پرطراوت دید که حتا خود بدنش را در قبر نهاد وفقط درخواب نوزادیش را میبیند ( باطراوت پوست نوزاد)
یاالهامی که به پدرش داد که من شهید ,,، در فلان کانتینل ردیف سوم از آخرم...تا ازاضطرابشان کم کند
یابه خواهرشهیدشکرابی شهید فرق نماز اول وقت را با مقایسه انباری تاریک وترسناک و انباری تمیز و روشن نشان داد(افطارچه پذیرای مفصلی شدم)
و...
حال که این باب الحوائجین درسر هر کوی و برزن هستند... مانند یک دستگاه ارتباط نزدیک باخدا منتظرماهستند
با این شیوه عمل کنید
- با خلوص نیت از قرآن و دعا و نماز و...نذر همه شهیدان علی الخصوص شهید محلتان کنید ونام ببرید
- خواستتان را در کاغذ یا موبایتان بنویسید
- اگرتوانستید عکس سرکوچه( از شهید یا پلاک بانام شهید ) باموبایل خودگرفته و داشته باشید
-------------------------------------------------------------------------------------------------
فقط باید بخودتون قول بدید که پس از کسب حاجتتون به والدین شهید بگویید حاجت روا شدید
چون هم باعث افتخار وی میشوید و هم حیات شهید بیشتربه ایشان اثبات میشود...اما منتظرتعجبشان نشوید چون برایشان عادی است
-------------------------------------------------------------------------------------------------
البته این را باید عرض کنم ...
بعضی حوائج به نفع ما نیست و طلبکارانه به حوائجمان ننگریم
مثل جریان شهید میرفرشی که بخواب مادر آمد و گفت مادر اسرار نکن نمیشود
===================================================
انشالله حاجات به سودتان روا شود انشاله